Skip to content

عربة التسوق

Close Cart

سلة التسوق الخاصة بك فارغة الآن.

عربة التسوق

Close Cart

سلة التسوق الخاصة بك فارغة الآن.

4.000
الكمية اقتربت من النفاذ، سارع بالشراء
دار النشر : شركة ذات السلاسل

عدد التقييمات 53600 - عدد التعليقات
المؤلف : سعود السنعوسي

سؤال الهوية هو ما يطرحه "سعود السنعوسي" الكاتب والروائي الكويتي في عمله السردي الرائع "ساق البامبو"، وهو يفعل ذلك من خلال رصد حياة شاب وُلد لأب كويتي، ينتمي لعائلة عريقة، ومن أم فلبينية، فتوزعت الرواية بين هاتين الهويتين في علاقة ملتبسة يغلب فيها الشعور بالانتماء إلى ثقافتين مختلفتين، وعدم القدرة على التماهي مع إحداها وترك الأخرى، ولعل خير ما يتمظهر به هذا الالتباس هو الرغبة لدى بطل الرواية في التصالح مع الذات والهوية الأصلية، للوطن القديم، الكويت، الأرض "الحلم" أو "الجنة" كما صورتها له والدته منذ كان طفلاً... وفي الرواية، تأتي جوزافين للعمل في الكويت كـ "خادمة" تاركة دراستها وعائلتها، والدها، وأختها التي أصبحت أماً لتوّها آنذاك، وأخاها وزوجته وأبناءهما الثلاثة، وهم يعقدون آمالهم على جوزافين، لتضمن لهم حياة كريمة، بعد أن ضاقت بهم السبل. وهناك في منزل العائلة التي بدأت للتو عملها في رحابها، تتعرف جوزافين إلى "راشد" الابن الوحيد المدلل لدى الأم "غنيمة" والأب "عيسى"، فيقرر الابن الزواج بجوزافين بعد قصة حب قصيرة، والشرط أن يبقى الأمر سراً، ولكن، تجري الرياح بما لا تشتهي السفن، فتحمل جوزافين بوليدها "Jose" والذي أصبح اسمه "هوزيه ميندورا" فيما بعد، عندئذٍ يتخلى الأب عن الابن الذي لم يبلغ شهره الثاني من عمره، ويرسله إلى بلاد أمه، وفي الفلبين، يكابد الطفل الفقر وصعوبة الحياة، ويمني نفسه بالعودة إلى بلاد أبيه، حين يبلغ الثامنة عشرة، ومن هنا تبدأ الرواية. "ساق البامبو"، عمل روائي جريء، يقترب بموضوعية من ظاهرة العمالة الأجنبية في البلدان العربية، وما ينجم عن هذه الظاهرة من علاقات، نجح الروائي في كشف بعضٍ من كواليسها، بواقعية، وبخطاب روائي عميق في مضمونه ودلالاته، وأحداثه وأمكنته، ما حقق لنا متعة مزدوجة، هي متعة الحكاية والخطاب في آن معاً. وعليه، تكون "ساق البامبو" زمناً للقراءة والحياة في النص الجميل.

عن المؤلف


سعود السنعوسيSaud Alsanousi

كاتب وروائي كويتي صدر له عن الدار العربية للعلوم:- سجين المرايا، رواية 2010- ساق البامبو، رواية 2012- فئران أمي حِصَّة، رواية 2015- حمام الدَّار: أحجية ابن أزرق، رواية 2017- ناقةُ صالحة، رواية قصيرة 2019حائز على جائزة الروائية ليلى العثمان لإبداع الشباب في القصة والرواية في دورتها الرابعة وذلك عن رواية سجين المرايا 2010حائز على المركز الأول في مسابقة "قصص على الهواء" التي تنظمها مجلة "العربي" بالت كاتب وروائي كويتي صدر له عن الدار العربية للعلوم:- سجين المرايا، رواية 2010- ساق البامبو، رواية 2012- فئران أمي حِصَّة، رواية 2015- حمام الدَّار: أحجية ابن أزرق، رواية 2017- ناقةُ صالحة، رواية قصيرة 2019حائز على جائزة الروائية ليلى العثمان لإبداع الشباب في القصة والرواية في دورتها الرابعة وذلك عن رواية سجين المرايا 2010حائز على المركز الأول في مسابقة "قصص على الهواء" التي تنظمها مجلة "العربي" بالتعاون مع إذاعة بي بي سي العربية، عن قصة "البونساي والرجل العجوز"، وذلك في يوليو 2011حصد جائزة الدولة التشجيعية في مجال الآداب وذلك عن رواية "ساق البامبو" عام 2012حصدت روايته "ساق البامبو" الجائزة العالمية للرواية العربية "بوكر" عام 2013حاز لقب شخصية العام الثقافية - جائزة محمد البنكي، في مملكة البحرين 2016رواية "فئران أمي حصة" القائمة الطويلة لجائزة الشيخ زايد 2016-2017رواية "حمام الدار"، القائمة القصيرة لجائزة الشيخ 2018-2019 ...اقرأ المزيد
عدد الصفحات 400
وزن الشحن 350 جرام
نوع المجلد Paperback
نوع المنتج كتاب
رقم المنتج ‪ 904-THATALSALASEL-0210
التصنيفات 800 - الأدب, حائز على جائزة, رواية
بإمكانك الدفع بعملتك المحلية أو ببطاقة الإئتمان.
visa american express master KNET

واتساب

محادثة
للمساعدة في انجاز الطلبية موظفي مركز الاتصال بخدمتكم ، اضغط على ايقونة واتساب أو المحادثة المباشرة




آراء القراء



القارئ Shahd Mabrouk  
عجبتني جداا إلى أن يحين وقت لكتابة ريفيو

القارئ Sara Kamjou  
داستان توی یک فضای کاملا شرقی، از فیلیپین تا کویت، از نگاه یه زن تا نگاه یک مرد گسترده ست. ماجرا از جایی شروع می‌شه که ژوزفین تصمیم می‌گیره به خاطر فساد کشورش فیلیپین، برای کار بره کویت خدمتکار بشه ولی اونجا ...کتاب از این نظر برام جالب بود که من رو با فرهنگ دو تا کشور آشنا کرد. هر بار در مورد کشورهای عربی می‌خونم یا می‌بینم، از اینکه اینقدر شباهت وجود داره بین اونا و ما، شگفت‌زده می‌شم.با این حال، خود داستان برام جذابیت کمی داشت و به نظرم زیادی کلیشه‌ای بود. چیز خاصی هم برام نداشت. توصیف‌ها خیل داستان توی یک فضای کاملا شرقی، از فیلیپین تا کویت، از نگاه یه زن تا نگاه یک مرد گسترده ست. ماجرا از جایی شروع می‌شه که ژوزفین تصمیم می‌گیره به خاطر فساد کشورش فیلیپین، برای کار بره کویت خدمتکار بشه ولی اونجا ...کتاب از این نظر برام جالب بود که من رو با فرهنگ دو تا کشور آشنا کرد. هر بار در مورد کشورهای عربی می‌خونم یا می‌بینم، از اینکه اینقدر شباهت وجود داره بین اونا و ما، شگفت‌زده می‌شم.با این حال، خود داستان برام جذابیت کمی داشت و به نظرم زیادی کلیشه‌ای بود. چیز خاصی هم برام نداشت. توصیف‌ها خیلی جاها اضافه بودن و چیزی اضافه نمی‌کردن. انسجام داستانی متوسط بود و یه جاهایی حس پراکندگی می‌داد بهم.پایان‌بندی که واقعا دم دستی بود و با شخصیت‌هایی که قبلش برامون ساخته بود همخوانی نداشت.در مجموع، به‌خاطر آشنایی با فرهنگ‌ها خوشحالم خوندمش.----------------------یادگاری از کتاب:هیچکس در این دنیا نمی‌تواند جای فرد دیگری را پر کند....مارکز معتقد است عشق فرزندان از فرزند بودنشان ناشی نمی‌شود، که سرچشمه‌اش عشق دوره‌ی بزرگ کردنشان است....هر وقت احساس می‌کنم نیاز دارم با کسی حرف بزنم، کتابی باز می‌کنم....تنهایی گوشه‌ی دنجی است که در آن آدم با عقلش - که چاره‌ای جز روبه‌رو شدن با آن ندارد - طرف می‌شود....این عشق است که به اشیا بها می‌دهد....نبودن شکلی از بودن است، بعضی‌ها وقتی نیستند بیشتر در ذهن ما حضور دارند تا وقتی که در زندگی‌مان هستند....«منظورت این است که آن‌ها از پلیس می‌ترسند؟». خیلی محکم جواب داد: «پلیس که ترس ندارد... آن‌ها از حرف مردم می‌ترسند»....خوشحالی زیاد درست مثل اندوه است، وقتی کسی را در آن شریک نکنیم دلمان را می‌زند....وقتی که بعضی احساسات در کلمات نگنجد، دست به دامن سکوت می‌شویم....چه فایده داشت درباره‌ی چیزی حرف بزنی که قابل درک نیست.

القارئ Negin.satfard  
یه جمله‌ی تکراری: نمیدونم چجوری از این کتاب بنویسم که درخورش باشه!خوزه/هوزیه/عیسی، پسریه که دوست داره مثل ساقه‌ی بامبو باشه. که بتونه در هرجایی که حس میکنه وطنشه، ریشه بده!ولی به قول خودش، یک گیاه استوایی در خاک کویر، خشک میشه و هیچوقت به ریشه نمیرسه!مادر خوزه/هوزیه/عیسی، خدمتکار جوان فیلیپینی‌ایه که برای بهبود وضع خانواده‌ش به کویت میره. مثل خیلی از‌قصه‌ها، تک پسر یک خانواده پولدار باهاش ازدواج و در نهایت رهاش میکنه!ولی با وجود یک بچه، که به زعم اون خانواده، مانعیه برای ازدواج خواهرای پدرش و بم یه جمله‌ی تکراری: نمیدونم چجوری از این کتاب بنویسم که درخورش باشه!خوزه/هوزیه/عیسی، پسریه که دوست داره مثل ساقه‌ی بامبو باشه. که بتونه در هرجایی که حس میکنه وطنشه، ریشه بده!ولی به قول خودش، یک گیاه استوایی در خاک کویر، خشک میشه و هیچوقت به ریشه نمیرسه!مادر خوزه/هوزیه/عیسی، خدمتکار جوان فیلیپینی‌ایه که برای بهبود وضع خانواده‌ش به کویت میره. مثل خیلی از‌قصه‌ها، تک پسر یک خانواده پولدار باهاش ازدواج و در نهایت رهاش میکنه!ولی با وجود یک بچه، که به زعم اون خانواده، مانعیه برای ازدواج خواهرای پدرش و بمبیه که میتونه اون ایل و تبار رو نابود کنه!داستان اولی و کلی این کتاب، شاید خیلی بدوی و تکراری باشه، ولی با ادامه دادنش بنظرم شما یکی از بهترین کتابهای عمرتون رو خوندید!تخیلی که در طول داستان جریان داره،جزئیاتی که نویسنده بهشون پرداخته، مقایسه‌ی بین دو سرزمین و مردمانش و دین و رسم و رسوماتش، یه رمان خیلی قوی ازش ساخته. و چه حیف که اینطور که بنظر میاد کم خونده شده!خاورمیانه! اقلیمی که هیچی هم اگر توش مشترک نباشه، انگار این خرافات و رسوم و ترس از آبرو، خوب نقطه‌اشتراکیهپایانش پایانش پایانش. آخ.چه درخشان بود این کتاب. چه قدر حس داشت.


translation missing: ar.general.search.loading