Skip to content

عربة التسوق

Close Cart

سلة التسوق الخاصة بك فارغة الآن.

عربة التسوق

Close Cart

سلة التسوق الخاصة بك فارغة الآن.

عمي جمشيد خان
3.000   د.ك.
دار النشر : دار الخان للنشر والتوزيع


عدد التقييمات 195 - عدد التعليقات 49
يُعتقلُ جمشيد خان وهو في رَيعانِ شبابِه بسبب أفكارِه الشيوعية. ولأنّه لم يتعاون مع حزبِ البعث، يتعرّضُ للتعذيب والمضايقات حتّى فَقَدَ الكثيرَ من وزنِه لدرجة أنّ الريحَ عندما هبّت في ساحة السجن حملَته معها مثلَ عود قشّ؛ وكلّما أطارته الريح وعادت لتسقطه، يختفي شيءٌ من ذاكرته.رواية مليئة بالمغامرات المضحكة المبكية، شخصيّاتُها ضحايا، وإن لم تحملهم الريح.- الناشر
...اقرأ المزيد

عن المؤلف


Bachtyar AliFadwa Darwish(Translator)

Bachtyar Ali Muhammed, also spelled as Bakhtiyar Ali or Bakhtyar Ali, (Kurdish: Bextyar Elî -بەختیار عەلی) Ali was born in the city of Slemani (also spelt as Sulaimani or Sulaymaniy), in Iraqi Kurdistan (also referred to as southern Kurdistan) in 1960. He is a Kurdish novelist and intellectual. He is also a prolific literary critic, essayist and poet. Ali started out as a poet and essayist, but ha Bachtyar Ali Muhammed, also spelled as Bakhtiyar Ali or Bakhtyar Ali, (Kurdish: Bextyar Elî -بەختیار عەلی) Ali was born in the city of Slemani (also spelt as Sulaimani or Sulaymaniy), in Iraqi Kurdistan (also referred to as southern Kurdistan) in 1960. He is a Kurdish novelist and intellectual. He is also a prolific literary critic, essayist and poet. Ali started out as a poet and essayist, but has established himself as an influential novelist from the mid-1990s. He has published six novels, several poetry collections as well as essay books. He has been living in Germany since the mid-1990s (Frankfurt, Cologne and most recently Bonn). In his academic essays, he has dealt with various subjects, such as the 1988 Saddam-era Anfal genocide campaign, the relationship between the power and intellectuals and other philosophical issues. He often employs western philosophical concepts to interpret an issue in Kurdish society, but often modifies or adapts them to his context.Based on interviews with the writer, he wrote his first prominent piece of writing in 1983, a long poem called Nishtiman "The Homeland" (Kurdish; نیشتمان). His first article, entitled "In the margin of silence; la parawezi bedangi da" in Pashkoy Iraq newspaper in 1989. But he only truly came to prominence and started to publish and hold seminars after the 1991 uprising against the Iraqi government, as the Kurds started to establish a de facto semi-autonomous region in parts of Iraqi Kurdistan and enjoy a degree of freedom of speech. He could not have published most of his work before 1991 because of strict political censorship under Saddam. Along with several other writers of his generation - most notably Mariwan Wirya Qani, Rebin Hardi and Sherzad Hasan - they started a new intellectual movement in Kurdistan, mainly through holding seminars. The same group in 1991 started publishing a philosophical journal - Azadi "Freedom" [Kurdish:ئازادی] -, of which only five issues were published, and then Rahand "Dimension" [Kurdish:رەهەند]. (www.rahand.com).In 1992, he published his first book, a poetry collection entitled Gunah w Karnaval "Sin and the Carnival" [Kurdish:گوناه و کەڕنەڤال]. It contained several long poems, some which were written in the late 1980s. Prominent Kurdish poet Sherko Bekas immediately hailed him as a new powerful voice. His first novel, Margi Taqanay Dwam "The death of the second only child" [Kurdish:مەرگی تاقانەی دووەم], was published in 1997, the first draft of which was written in the late 1980s. ...اقرأ المزيد
عدد الصفحات 152
وزن الشحن 300 جرام
نوع المجلد Paperback
نوع المنتج كتاب
رقم التصنيف ‪ 925-DARALKHAN-0029
باركود 9789921712148
مجموعات التصنيف نوع - أدب الرواية, نوع - الآداب واللغات, نوع - المعارف العامة والموسوعات والقواميس, كتب ومجلات أضيفت حديثا, ‫جميع الاصدارات - الاداب - الرواية
الوسوم 000 - المعارف العامة, رواية, مختارات-الناشر
بإمكانك الدفع بعملتك المحلية أو ببطاقة الإئتمان.
visa american express master KNET

واتساب

محادثة
للمساعدة في انجاز الطلبية موظفي مركز الاتصال بخدمتكم ، اضغط على ايقونة واتساب أو المحادثة المباشرة




آراء القراء



القارئ Soheil Khorsand  
گفتار اندر نقد نشر نیماژمنقل‌ را می‌آورند، زغالی می‌گیرانند و سپس قد یک فندق تریاک از لول خود می‌کنند و روی حقه‌ی وافور می چسبانند. سوراخ وافور را با سوزن طلاییِ زنگ‌زده‌اش وا می‌کنند و وافور را با یک دست روی لب گذاشته و با دستی دیگر با انبری یک ذغالِ سرخ را از منقل برداشته و پس از فوتی به آن، به حقه نزدیک و دودی جانانه می‌گیرند و در حالیکه بسیار آهسته دود را بیرون می‌دهند شعار می‌دهند که: این چه وضعی‌ست؟چرا مردم کتاب نمی‌خرند؟ چرا وضعیت چاپ و نشر چنین است؟ صنعت نشر ورشکته است! و همانگونه که دود گفتار اندر نقد نشر نیماژمنقل‌ را می‌آورند، زغالی می‌گیرانند و سپس قد یک فندق تریاک از لول خود می‌کنند و روی حقه‌ی وافور می چسبانند. سوراخ وافور را با سوزن طلاییِ زنگ‌زده‌اش وا می‌کنند و وافور را با یک دست روی لب گذاشته و با دستی دیگر با انبری یک ذغالِ سرخ را از منقل برداشته و پس از فوتی به آن، به حقه نزدیک و دودی جانانه می‌گیرند و در حالیکه بسیار آهسته دود را بیرون می‌دهند شعار می‌دهند که: این چه وضعی‌ست؟چرا مردم کتاب نمی‌خرند؟ چرا وضعیت چاپ و نشر چنین است؟ صنعت نشر ورشکته است! و همانگونه که دود بعدی را می‌گیرند در ادامه در دفترچه‌ی خود یادداشت می‌کنند که فلان کتاب در تجدید چاپ بعدی به یکباره با چند برابر چاپ قبلی چاپ گردد اما با کاغذی نازک‌تر و چاپی بسیار بی‌کیفیت‌تر که خواننده در خواندن نوشته‌های پشت و روی هر صفحه به آنگوزمان بیفتد!ساعتی از نشئگی می‌گذرد که یک مشتری به نام سهیل به نشر نیماژ پیام ارسال می‌کند که: این چه وضعی‌ست؟چرا برای مشتری ارزش و احترام قائل نیستید؟چرا به نسبت پولی که دریافت می‌کنید به همان اندازه برای کیفیت کتاب خرج نمی‌کنید؟اما مدیران نشر که حال نه معلوم است نشئه هستند و نه معلوم خمار؟! در پاسخ، با یک ضدحمله‌ی بی‌شرمانه به مشتری می‌گویند: این به ما مربوط نیست!!!و شما می‌بایست هنگام خرید، کتاب را بررسی و در صورت ایراد کتاب سالم را خریداری می‌کردید!!!آقا/خانم نشر نیماژ: تف به شرافت شماگفتار اندر توصیف کتاب"او خوابیدن در آسمان را خیلی دوست می‌داشت.تردید دارم از روایت این داستان که می‌دانم، آن‌هایی که جمشیدخان را واقعا ندیده‌اند هرگز نه باور می‌کنند و نه درک می‌کنند."موضوع جذاب، انتخاب المان‌هایی بسیار سخت نظیر پرواز انسان و بارش خون از آسمان، پرداخت نه عالی اما خوب و جمع‌بندی مناسب، که باعث شد تلخی روانم را از ناشر بشوید و به همراه جمشید خان به آسمان ببرد.شجره نامهحسام خان (پدربزرگ)پیروز (مادربزرگ)جمشید خان (پسر کوچک حسام خان)ادیب خان (پسر بزرگ حسام خان)سرافراز خان (پسر وسطی حسام خان)اسماعیل (پسر ادیب خان)سالار (پسر سرافرازخان)غزل (خواهر اسماعیل و دختر ادیب خان)صافی ناز (دختر صدیق پاشا-زن جمشید خان)احسان بایزید(معشوق صافی ناز)گفتار اندر داستان کتابنخستین کتابی بود که از ادبیات «کرد/کورد» و صدالبته «بختیارعلی» می‌خواندم و پیش از هر حرفی رضایت خود را از ترجمه‌ی آقای «مریوان حلبچه‌ای» به جهت متن روان، ساده و بی‌آلایشی که تقدیم ما نموده‌است ابراز می‌دارم.باز هم رئالیسم جادوییِ مورد علاقه‌ی من و اینبار نویسنده‌ای دیگر، خوشحالم که این کتاب دوست داشتنی را مطالعه نمودم.اگر بخواهم با نگاهی ساده کتاب را معرفی کنم، می‌نویسم:جمشید خان در زندان صدام شکنجه شده و در شکنجه آنقدر از جانش آب رفت تا اینکه باد او را همانند بادبادکی با خود برد و به شکلی که در داستان می‌خوانیم به همراه برادرزاده‌هایش اسماعیل و سالار به «بارانوک» روستای قدیمی‌شان پناه می‌برند.با اعلام عفو عمومی رژیم بعث، به شرط عضویت در ارتش بخشوده می‌شود و در جنگ عراق با ایران به شکل جالبی شرکت دارد و دو برادرزاده‌اش نیز نقش نگهدار او هستند تا مبادا او را باد ببرد اما گاهی این اتفاق رخ می‌دهد و گاهی نیز خیر و نکته‌ی جالب داستان این است که وقتی به هر دلیلی که در داستان می‌خوانیم او به روی زمین سقوط می‌کند، سقوطش منجر به فراموشی او و تغییر روند زندگی‌ش می‌شود و ما در فصول مختلف تغییرات و زندگی جدید او را می‌خوانیم، تا اینکه... .بستگی دارد این کتاب را به چه دیدی بخوانیم، اگر بخواهیم به دیده‌ی یک داستان روان بنگریم بسیار عالی‌ست و چه بهتر برای پر کردن وقت ما، اما اگر بخواهیم به شکل دقیق نیز بدان بنگریم، باید عرض کنم که بختیارعلی تاحدودی و نه بسیار دقیق و مستند اشارات خوبی به وضعیت سیاسی، اجتماعی و بحران‌های کشورش در دوران پیش و پس از صدام کرده است و این اشارات داستانش را نه وزین اما پربار نموده است.نقل‌قول نامه"دیکتاتورها نمی‌میرند، بلکه همچون ققنوس حاکستر می‌شوند و کمی بعد دوباره از زیر خاکستر خود سر برمی‌آورند.""گلوله‌ها کاری کردند که خدا را هم برای همیشه فراموش کند."کارنامهیک ستاره بابت اینکه در سطح، کیفیت و حد و اندازه‌ی شاهکارهایی که با این سبک که دست بر قضا مورد علاقه‌ام است و پیشتر خوانده‌ام، یک ستاره بابت اینکه اشارات به رخدادها سطحی بود و نه مستند بر واقعیات از کتاب کسر و نهایتا سه ستاره برای این کتاب منظور می‌کنم.سی‌ام مهرماه یک‌هزار و چهارصد


translation missing: ar.general.search.loading